خرید بک لینک
تو نمی دانستی ؟ از همان روزی که رفتی؛از همان شب نقش تو در قاب بی فروغ ديده ی من لب طاقچه ی ساکت دل؛ مهمان شد تو نمی دانستی؟ نقش تو در دیده و یا در دل من چیزی نیست چون رد گل؛ پر پروانه؛ یا بافه ی دود که نسیمی ببرد آنرا زود نقش تو در دیده ویا در دل من؛ سوختن است خبر ثبت و یامحو یک خاطره نیست قصه ی حبس قناری و پرپر زدن است مرگ یک زیستن است درد هجران من و خنده ی تو آسان نیست با نگاهی؛ گاهی از سر لطف؛ دل مداوا نشود بغض من کمتر از دمدمه ی ابر بهاران نیست درد من را غیر باز آمدنت درمان نیست ۲۰/۶/۱۳۸۸

برچسب: نقش تو روی آب,نقش تو نیاز نواب,نقش تو نیاز نواب دانلود,نقش توبه در سقوط مجازات,نقش تويتر,نقش توپخانه در دفاع مقدس,نقش تو از خیال من,نقش تولید در اقتصاد,نقش توبه در تربیت,نقش توحید در زندگی انسان, نویسنده: سپیده اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:04

کودکان؛ آی عاصيان، تلخکامکان بی بهره گان از خانمان؛آی طفلکان شاید فردا بسیار بخوانيد ، يابشنوید از همگان؛ در همه جا؛ در هر زمان در کوی و برزن؛ در همه شهر و دیار این جهان، در دیر، در مسجد، در آتشگهان؛ در قصه؛ درشعر در رمان: « قصه ی ما و سادگی؛ دانائی و پرمایگی حماسه ی آزادگی؛ غمخوارگی؛ دلدادگی یا وحدت و برادری؛ برابریِ بشری!» هیهات، که ین همه افسانه است؛ گوش نسپرید؛ دل به افسون افسانه ندهید. ما رهروانِ صد کوره راه بودیم؛ چراغ فکر هامان خاموش؛

برچسب: کودکان بیش فعال,کودکان کار,کودکان زیبا,کودکان استثنایی,کودکان بی سرپرست,کودکان سرطانی,کودکان خیابانی,کودکان غزه,کودکانه ها,کودکان پرخاشگر, نویسنده: سپیده اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:04

تا طلوع نگاهت، در پس افق بی اعتنائی، پدیدار شد ابر دیدگانم باریدن گرفت، و اکنون سیلاب درد، در جانم می پیچد. انبوه کلاغان، که در نبودنت، در خیال خود تا همیشه با ما هم آشیان می شوند منقار به زخم جانکاهم می زنند. ما ماندیم و باران بی امان و سیلاب درد، ما ماندیم و رخسار زرد. ما ماندیم و کلاغان ناآشنای هم آشیان. با یاد نگاهی، و اینک آهی جانسوز در نبودنت ای آغاز بی پایان .... شاپرک ۱۰/۴/۱۳۸۸

برچسب: ای معلم تو را سپاس ای آغاز بی پایان, نویسنده: سپیده اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:04

آئینه ای دربرابرم،

نقش پائیز در آن پیداست:

اشکِ من، بارانِ بی شمار

آهِ سردم، همچو بادِ بیقرار

بغض هایم، ابرهایِ ماندگار

شعرهایم،

واژه واژه،

برگ برگ،

بازتابی از خزانِ پُر زِ رنگ.

پائیز ۱۳۸۸ شاپرک

برچسب: من و تو,پلاس,استیج,hd,شبکه نیم,خبر,شکن,اچ دی,من واشنطن,بفرمایید شام, نویسنده: سپیده اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:04

آب روان بودم، بسترِ رود و جویباران تا دریا، جولان گاهم؛ مانده-آبِ تالابِ پلشتی شدن تا کی؟ عقاب آسمان بودم، پهنه یِ بیکران آبی و ستیغِ کوه، ماءوایم؛ با کرکس و کلاغ و جغد سرکردن تا کی؟ پلنگ کوهساران بودم، همآورد شیر و هم رزم ببر؛ با تازی و شغال و سگ، هم آشیان شدن تا کی؟ شاپرک - مرداد ۱۳۸۹

برچسب: دیروز امروز فردا,دیروز امروز فردا زائری,ديروز امروز فردا حامد زماني,دیروز امروز فردا نجفقلی حبیبی,دیروز امروز فردا تیتراژ,دیروز امروز فردا فیلم,دیروز امروز فردا سراب,دیروز امروز فردا,دانلود تیتراژ,دیروز امروز فردا مجری,دیروز امروز فردا سریال, نویسنده: سپیده اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:04

از راه گذشتی و طائر قلبم از دام برست

از ما گسستی و پرتو شوقت از بام گذشت

زنهار ترا چگونه طی شودت آن دمی ز عمر

که بی شعله ی وصل و باده و جام گذشت؟

شاپرک - دی ماه ۱۳۸۹

برچسب: غروب الشمس,غروب جمعه,غروب آفتاب,غروب الشمس شعر,غروب پاییزه,غروب الشمس خواطر,غروب چت,غروب عشق,غروب دریا,غروب خورشید, نویسنده: سپیده اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 1:04

صفحه بندی